تبليغاتX
شوشان زمین
آگاهی های تاریخی و فرهنگی

خبرگزاري دانشجويان ايران - اهواز
سرويس: ميراث و گردشگري

روز جمعه 26تير88 درسالن اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي شوش با حضور اعضاي انجمن، نمايندگان اداره ميراث فرهنگي، نمايندگان تشکل‌هاي فرهنگي و اعضاي شوراي اسلامي شهر همايش تجليل از اعضاي فعال انجمن دوستداران ميراث فرهنگي شوش برگزار گرديد.

به گزارش خبرنگار ايسنا از خوزستان محمدرضا معتمدي‌نسب، رييس انجمن، با بيان اهداف انجمن به اين نکته اشاره نمود که انجمن‌هاي دوستدار ميراث فرهنگي در واقع نمايندگان مردم براي حفظ و شناسايي آثار فرهنگي تاريخي خود مي‌باشند و در اين راه با احساس مسؤوليتي که دارند همواره در بسياري از امور ياري رسان سازمان ميراث فرهنگي مي‌باشند.

وي به پاره‌اي از موضع‌گيري‌هاي انجمن و تلاش‌هاي به عمل آمده در چارچوب اساسنامه انجمن اشاره نمود و خواستار توجه به اين نکته گرديد که پاسداري و حفظ ميراث فرهنگي نيازمند کمک همه جانبه اقشار مختلف جامعه و مسؤولان مي‌باشد.

معتمدي‌نسب مشکلات موجود در شهر شوش را عدم فعاليت عملي و حضور رسمي پايگاه ميراث فرهنگي شوش دانست، گفت: تا به حال حتي يك تابلوي معرفي پايگاه نيز نصب نشده است و پس از گذشت بيش از يک سال ما با عدم حضور مستمر مديريت پايگاه مواجه هستيم و همچنان پايگاه ميراث فرهنگي شوش در بين نهادهاي رسمي شهرستان در حد نام باقي مانده است.

او ادامه داد: ساماندهي تالار کتيبه‌هاي شوش که توسط دکتر ارفعي صورت مي‌گرفت پس از سال‌ها فعاليت با آغاز به کار دوباره پايگاه ميراث فرهنگي متوقف شده است. با توجه به اين كه بيش از هزار کتيبه در اين تالار وجود دارند که در وضعيت نامناسبي قرار دارند آغاز به کار مجدد فعاليت‌هاي پژوهشي را در اين باره خواستاريم. تعرض‌ها به حريم و عرصه باستاني همچنان ادامه دارد و به سبب غيبت‌هاي مکرر مسؤولان پايگاه بارها شاهد عدم پاسخگويي هستيم.

وي گفت: نمي توان منکر برخي از فعاليت‌ها شد. شوش با توجه به جايگاه ويژه خود نيازمند توجه و اقدامات جدي براي سامان‌دهي وضعيت کنوني آثار تاريخي خود مي‌باشد.

معتمدي‌نسب عنوان كرد: ما شاهد ثبت جهاني دهمين اثر تاريخ کشورمان آبشارهاي شوشتر در فهرست آثار جهاني هستيم. آيا با ادامه چنين روندي شوش با پيشينه هفت هزار ساله به حق مسلم خود که ثبت در فهرست جهاني مي‌باشد خواهد رسيد؟

در ادامه علي بويري‌منجي، عضو هيات مديره انجمن، نيز با ارايه گزارش عملکرد انجمن در سه ماه نخست سال و به ويژه در نوروز 88 و همکاري آن با ستاد تسهيلات نوروزي گفت: همزمان با آغاز تعطيلات نوروزي انجمن مانند سال‌هاي گذشته برنامه‌هاي ويژه‌اي را در دستور کاري خود قرار داد. از جمله اسقرار بيش از 50 نفر از نيروهاي کارشناس خود به عنوان راهنما که از بين 120داوطلب انتخاب گرديدند که در غالب گروه‌هاي تخصصي در محوطه‌هاي باستاني شوش، چغازنبيل و هفت تپه مستقر شدند. همچنين برپايي نمايشگاه کتاب، صنايع دستي و چاپ بروشور راهنما و پوسترهايي آثار تاريخي شوش از ديگر فعاليت ‌اي انجمن بود.

وي اضافه كرد: از برنامه‌هاي آينده انجمن تشکيل کارگروه‌هاي تخصصي مي‌باشد که در اين گروه‌ها با استفاده از کارشناسان انجمن آموزش‌هاي لازم در زمينه‌هاي مرتبط با ميراث فرهنگي به اعضا و علاقه‌مندان ارايه خواهد شد. همچنين به زودي کتاب‌خانه تخصصي انجمن دوستداران ميراث فرهنگي شوش راه‌اندازي مي گردد.

در پايان اين همايش از 58 نفر از اعضاي فعال و منتخب انجمن دوستداران ميراث فرهنگي شوش با حضور مسؤولان تقدير و هدايايي به رسم ياد بود به آنان تقديم شد.

انتهاي پيام

کد خبر: 8804-00802
    + نوشته شده در  بیست و نهم تیر 1388ساعت 3:23  توسط   | 


    " میراث فرهنگی "
    ارسال خبر : 14 ارديبهشت 1388  (13:08)
    تخريب محوطه تاريخي حسين آباد شوش به وسيله شهرداري

    حدود سه روز پيش شهرداري شوش در محوطه باستاني و تاريخي حسين آباد ادامه محوطه تاريخي باستاني شهر پيشه‌وران واقع در جنوب شهر شوش نسبت به حفر گودبرداري با عمق سه متر اقدام کرد.

    رئيس انجمن دوستداران ميراث فرهنگي شوش در گفتگو با ميراث آريا (CHTN) ضمن بيان ابن مطلب افزود: حدود سه روز پيش شهرداري شوش به منظور ايجاد مخزن قير در محوطه تاريخي باستاني حسين آباد گودبرداري با عمق سه متر را حفر کرد.

    محمدرضا معتمدي در ادامه خاطرنشان کرد: متاسفانه پس از اين اقدام شهرداري شوش ،لايه‌هاي باستاني موجود و بقاياي گورهاي سفالي و ديگر اشياي باستاني موجود در اين محوطه تخريب شد.

    وي با اشاره به وجود مصوبات سازمان ميراث فرهنگي مبني بر اينکه تمامي سازمان ها و نهادهاي دولتي براي انجام هرگونه پروژه عمراني و اجرايي بايد از سازمان ميراث فرهنگي‌ کسب مجوز و استعلام کنند اظهار داشت: در اين زمينه شهرداري شوش بدون هيچگونه هماهنگي و استعلام نسبت به انجام اين گودبرداري اقدام کرده است.

    به گفته اين دوستدار ميراث فرهنگي : پس از اطلاع از اين تخريب و پيگيري اداره ميراث فرهنگي شهرستان شوش و با حضور نيروي انتظامي، عمليات خاکبرداري و گودبرداري تا روشن شدن وضعيت متوقف شد.

    معتمدي اضافه کرد: بر اساس مکاتبات صورت گرفته از سوي اداره ميراث فرهنگي شوش با ادارات شهرستان به ويژه شهرداري قرار شده بود که تمامي نهادها و سازمان‌هاي مستقر در اين شهرستان از سازمان ميراث فرهنگي کسب مجوز کنند.

    وي ادامه داد: همواره ذهن دوستداران ميراث فرهنگي را اين سوال به خود مشغول مي دارد که چرا در موقعيت‌هاي گوناگون همواره با عدم همکاري ادارات و سازمان هاي عمراني با سازمان ميراث فرهنگي مواجه مي شويم.118

    + نوشته شده در  پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 1:11  توسط   | 

    از جنبه های بارز دیرین روزگار فرمانروایی ساسانیان چگونگی بخش های کشوری آنان است. بابرچیده شدن فرمانروایی گریز ازمرکز(=ملوک الطوایفی )اشکانی وبر پایی روش فرمانروایی مطلقه ی دیوانی (متمرکز) تغییر در جنبه های حکومتی امری اجتناب ناپذیر گشت در این راستابخش های کشوری دست خوش دگرگونی اساسی شد.آگاهی از این واحدهای سیاسی بسیار ناچیز است زیرا نوشته ی ویژه ای در این باره تا کنون به دست نیامده است از همین رو است که گاه در میان پژوهشگران و خاورشناسان دیدگاهای گوناگونی در باره ی پاره ای ازواژه ها واصطلاحات دیده می شود.از دیگر سو آن چه را که ازمنابع موجود می توان برداشت کرد نمی توان به سراسر روزگاران فرمانروایی ساسانیان گستراند.مجموعه آگاهی های موچود را می توان به گونه ای جسته وگریخته وگاه لرزان از لابه لای سنگ نوشته ها نوشته های پهلوی وتاریخی دریافت کرد. جز سنگ نوشته ها، دیگر منابع  در سال های پس ازفروپاشی  فرمانروایی ساسانی به نگارش در آمده اند از این رو گویا داده های این منابع مربوط به ساختار اداری سیاسی سال های پایانی فرمانروایی ساسانی  یا پس از انجام اصلاحات خسرو انوشیروان است. این نوشتار بر آن است تا شرحی کوتاه از تقسیمات کشوری روزگار فرمانروایی ساسانی نشان دهد.بدیهی است با وجود محدودیت های بالاخالی از کاستی نیست.

           سرزمین هایی که مجموعه ی آن هاامپراتوری ساسانی راتشکیل می داد شامل ایالت های گوناگونی بود که هر کدام به گونه ای ویژه ، پیروی از آن دولت را پذیرفته بودند. برخی از این سرزمین ها در پی پیروزی های اردشیر ناچار به پیروی از این شهریار شدند، گاه دیده شده است که این دسته از ایالت ها در آغازباحفظ حقوق خودمختاری حکومت نوین را پذیرفته اند؛ در میان فهرستی که از بزرگان روزگار اردشیر سخن رفته است ؛ آمده است که شاهان محلی مرو ، سکستان ، کرمان و ابرشهر دارای گونه ای از خودمختاری اند ،چنان مینماید که در این زمان اردشیر نتوانسته است این سرزمین ها را کاملا در اختیار بگیرد زیرا باسنجش این مناصب در روزگار شاپور دریافت می شود که تنها کرمان هم چنان از امتیاز خودمختاری بهره مند است ، دیگر سرزمین ها کاملا به تصرف شاپور درآمده اند و به وسیله ی فرزندانش اداره می شوند وجز دستکرد های شاهی به شمار آمده اند. ۱

          یکی از کهن ترین نوشته های روزگار ساسانی که در آن حدود ایلات تابع دولت ساسانی را گزارش می کند سنگ نوشته ی شاپور یکم در حاجی آباد است . بر اساس این نوشته مرز شمال ایران کوه های دربند آلان ، مرز باختر ارمنستان و گرجستان و کناره های میشان و سرزمین های کناره ی فرات و مرز خاور تا پیشاور یاد شده است . شاپور فهرست سرزمین ایرانشهر را چنین آورده است :

            "پارس، پارت (پرثو ه)، خوزستان ، میشان ، اسورستان ، اریانیه ، عربستان ، آذربایجان ، ارمنستان ، ویرچان (ایبری= گرجستان ) ، سیکان ، آردان ( آلبانیا ) ، بلاسکان که تا کوه قاف دربند آلان و تمامی کوه های پدشخوار (البرز ) و ماد، گرگان ، مرو ، هرات ، سراسر ، ابرشهر ، کرمان، سکستان، تورستان، مکران ، پارتان ، هند ، کوشان شهر که تا پیشاور ادامه داشت ، کش ، سغد و چاچستان همه این سرزمین ها و فرمانروایانشان و استاندارانشان باجگذار و پیرو ما شدند.۲

           در گفتار بخش های کشوری ساسانی ، سنگ نوشته های آن روزگار سرزمین زیر فرمان شهریاران ساسانی را به " ایران"  و " انیران "    eran   ud aneran بخش نموده اند. به درستی نمی توان روشن ساخت که کدام گستره از این سرزمین پهناور را ایران و کدام را انیران می گفتند. کهن ترین نوشته ای که این مرزبندی را به کار برده است سنگ نوشته ی شاپور یکم است . در این نوشته ها جزییاتی در یاره ی چگونگی این بخش بندی نیامده است . چنان می نماید تلاش شاپور از آوردن این نام ها آشکار ساختن گستردگی شاهنشاهی اش باشد نه باز گو نمودن بخش های سیاسی زیر فرمانش.

            چنین پیداست که در این روزگار گونه ای از مرزبندی میان سرزمین هایی که ایران با سرزمین هایی که انیران نامیده می شد وجود داشت. در این باره می توان پنداشت که این بخش بندی بانگاه بر ویژه گی های قومی بوده است ؛ آن گونه که سرزمین هایی که پیروی از ساسانیان را پذیرفته بودند اما از نگاه قومی غیر ایرانی بودند انیران می گفتند و دیگر بخش ها  که گرو های ایرانی به شمار می رفتند را ایران گفته اند .  

           یکی از اصطلاحات بسیار رایج در تقسیمات کشوری واژه ی " شهر " است این اصطلاح در سنگ نوشته ها ، نوشته های کهن به زبان پهلوی و نوشته های تاریخی با کاربردی گوناگون از معنای امروزی آن آمده است . در منابع کهن مراد از شهر اقلیم ، سرزمین وگستره جغرافیایی است . در صورتی که در حالت امروزی آن معنای دیگری از آن برداشت می شود. در نوشته هایی چون : " ارداویراف نامه " ، " کارنامه اردشیر بابکان " ، " شهرستان های ایران " و . . . . .  واژه ی ایران شهر به کار برده شده است که در این نوشته سرزمین یا کشور  ایران مورد نظر بوده است . واژه ی شهر در روزگار ساسانی برابر با دهیو (  Dahyu  ) در زبان فارسی باستان است. در کارنامه ی اردشیر بابکان واژه ی دهیو بد Dahyupat ) ) به مفهوم فرمانروای کشور است .۳

           یکی دیگر از بخش های روزگار ساسانی  " پادگوست " یا "پادگوس " بود گویا این بخش بزرگ ترین بخش در واحد های اداری سیاسی کشور به شمار می رفت . این واژه با واژه  ی پهلوی کوست  ( Kust ) و کوستگ    ( Kustag )که به معنای سمت ، سوی ، ناحیه ، بخش و جهت است هم خانواده می باشد . در نوشته ی پهلوی " شهرستان های ایران " این واژه به گونه ی " پادگوسپان " یا  " پادوسپان " آمده است .۴

             کار نامه ی اردشیر بابکان واژه ی کوستک را برای سرزمین هایی چون پارس و سپاهان به کار می برد. آن جا که از سرزمین اردوان نام می برد می نویسد : " ایران شهر دوسد و چهل کدخدا بود سپاهان و پارس و کسته های (  kustakiha  ) بهش نزدیک تر به دست اردوان سردار بود. ۵

            هم چنین در سطر هشتم سنگ نوشته ی شاپور سکانشاه در تخت جمشید ، پادگوس به معنای یک واحد سیاسی در حدود ایالت های پارس ، سکستان و زرنگ به کار رفته است ، در آن جا که سخن از همراهان شاپور سکانشاه به میان می آید چنین آورده است :  "  نرسه ی مغ از خاندان وراز و  دین مهر از ساتراپ زرنگ و فرستادگان از دیگر نواحی "۶ abarig  padgosan  چون در میان همراهان شاپور سکانشاه از ایالت های مهم یاد شده است می توان چنین پنداشت که واژه ی abarig  padgosan  ( دیگر نواحی ) به معنای بزرگان و حاکمان سرزمین های دیگری است که در حدود ایالت های آورده شده بودند و شاید به جهت کوتاه نمودن سخن از آوردن نام دیگر ایالت ها خود داری نموده است .

        در نوشته های تاریخی به این واحد سیاسی اشاره ای شده است ؛ طبری در شرح پادشاهی خسرو انوشیروان از مقامی به نام فاذوسبان نام می برد. وی بر این باور است که چهار فاذوسبان در چهار سوی دیار پارسیان فرمانروایی داشتند . از " مردانشاه " به عنوان فاذوسبان نیمروز یاد می کند و هم چنین از فاذوسبان آذربایجان به نام  " واری پسر نخیر جان " نام می برد . سرزمین هایی که او برآنان فرمانروایی می کرد  عبارت بود از : آذربایجان ، ارمنستان و توابع ، دنباوند و طبرستان و توابع .۷ پیداست که عبارت فاذوسبان در نوشته ی طبری با آنچه که در سنگ نوشته ی شاپور سکانشاه با عنوان  padgosan  آمده است یکی می باشند . از سنجش گزارش طبری با نوشته های پهلوی چنین دریافت می شود که پادگوس در آغاز فرمانروایی ساسانیان به یک واحد ساسی اداری گفته می شد که در حدود یک ایالت بود، این واحد اداری سیاسیدر زمان های دیگر به ویژه  پس از اصلاحات خسرو انو شیروان به بزرگترین واحد اداری سیاسی در تقسیمات کشوری تبدیل شد که از چند ایالت تشکیل می شد.

            واحد کوچکتر از پادگوس استان بود. کسی که ریاست استان را در دست داشت استاندار نام داشت ، گویا استاندارن همانند مرزبانان نیروی نظامی در اختیار داشتند. اینان در اصل مباشران املاک سلطنتی بودند .۸

             در برخی از نوشته های تاریخی به اصطلاحی بر می خوریم به نام "کوره " یا " خوره " این واژه از واژه ی یونانی ( chora )  گرفته شده است .طبری آن را برای نامیدن استان های سرزمین پارس به کار می برد. ۹ هم چنین ابن اثیر در " الکامل "و حمدالله مستوفی در  " نزهت القلوب " کوره را به معنای سرزمین و استان به کار برده است .در نزهت القلوب آمده است  : " ولایت برّ ، یعنی خشکی فارس در قدیم پنج کوره گرفته اند . چون اردشیر خوره و اسطخر و دارابجرد و شاپورخوره و در هر یک چند ولایت و شهر بوده و هست ."۱۰ آن گونه که مستوفی گزارش می کند کوره یک واحد سیاسی و مستقل است که هر کدام خود به بخش هایی تقسیم می شود .

             ابن اثیر در شرح غلبه ی اردشیر بنیان گذارحکومت  ساسانی بر دشمنان و مدعیان    فرمانروایی اش گزارش می کند که اردشیر " به گروهی از فرمانروایان از آن جمله مهرک فرمانروای " ابر ساس " از سرزمین اردشیر خوره نامه نوشت واز ایشان خواست که از وی فرمانبرداری کنند . ۱۱ در این گزارش ابن اثیر نیز همانند مستوفی تصریح می کند که خوره یک واحد سیاسی مستقل و متشکل از بخش های گوناگونی است .

             از دیگر گزارش های تاریخی که نظرات مذکور را در باره ی خوره تصدیق نموده است نوشته ی سرشناس " فارس نامه ی ابن بلخی " است . ابن بلخی در آن بخش از نوشته ی خود که به بیان بخش های سیاسی پارس می پردازد ، می نویسد : " ولایت پارس پنج کورتست هر کورتی به پادشاهی که نهاد کورت با آغاز او کرده است باز خوانده اند بر این جهت کوره اصطخر ، کوره دارابجرد ، کوره اردشیرخوره ، کوره شاپورخوره ، کوره قبادخوره ، و هر کورتی از این پنج کورت چند شهر ونواحی است . "۱۲

             ابن خردادبه نیز به روشنی اصطلاح خوره را برابر با استان می داند . وی در " مسالک الممالک  "ضمن اشاره به این که کوره همان استان است گاه این دو واژه را کنار هم می آورد .از جمله " کوره استن شاد هرمز " ، " کوره استن شاد قباد " ،  "کوره استن باذیجان " ۱۳

         واحد کوچکتر از استان ( کوره ) شهرستان بود . در متن پهلوی " شهرستان های ایران " مفهوم شهرستان برای مرکز ناحیه به کار رفته است .گویا از چند بخش کوچک یک شهرستان تشکیل می شد واحد کوچک تر از شهرستان بخش بود ؛ حاکم بخش را " شهریک " یا "شهریج " می گفتند۱۴ واحد کوچک تراز بخش رستاق ( رستاک Rostak  ) بود .شواهدی هست که نشان می دهد رستاق در برابر شهر قرار داشته است، و منظور روستا یا ده بوده است . در " نامه تنسر " از ورشکستگی کشور پیش از اردشیر سخن رفته است . آن جا که می گوید : " فعالیت اردشیر در زمینه شهرها و روستاها بود " در کارنامه اردشیر واژه های "ده "، " رستاق "در برابر هم آمده اند و هر دو به معنای روستا و قصبه ذکر شده اند. ۱۵

       کوچک ترین واحد سیاسی  "دستکرت " (astkart) بود بر اساس نوشته "ماتیکان هزار دادستان " دستکرد قطعه زمینی است که در آن بردگان به کار زراعت اشتغال داشته و ساکن آن جا باشند. .دستکرد از ده جداست . در کارنامه ی اردشیر بابکان به موزات "ده "از دستکرد یاد شده است .چنین می نماید که دستکرد واحد های کشاورزی مستقلی بودند که ا ز روستا (ده) کوچک تر بودند . مالکیت این واحد های کشاورزی به دست اشراف ودیگر اقشار ممتاز جامعه بود .ممکن بود تعدادی از این دستکردها به شاه تعلق داشته باشد در این حال آن ها را دستکرد های شاهی می نامیدند. ۱۶ 

         فرمانروایان وحاکمان واحدهای اداری سیاسی که به آن پرداخته شد هر کدام عنوان ونام ویژه ای داشتند. معمولأ آنان از میان شهرداران که در آن روزگار از اقشار ممتاز و برگزیده جامعه ساسانی بودند برگزیده می شدند، از همین رو است که برخی از آنان عنوان شاه داشتند. گروهی دیگر به دلیل آن که سرزمین آنان در برابر حملی دشمن بود به پاس خدمت و وفاداری که همواره به شاه داشتند عنوان شاه را از دربار ساسانی دریافت می کردند . در این باره تنسر اشاره می کند : " هیچ آفریده را که نه اهل بیت ما باشد نمی باید شاه خواند جز آن جماعت را که اصحاب ثغورند ، آلان[و] ناحیت مغرب و خوارزم و کابل "۱۷دسته ای دیگر عنوان خدا (xwaday ) داشتند . هم چون " چغان خدا " ، "بخارا خدا " و "سامان خدا" به حکمران تبرستان "اسپهبد " و به حکمران سغد "اخشید " می گفتند .۱۸

    پی نوشت ها :

    ۱-    لوکونین، ولادیمیر گریگوریچ ، تمدن ایران ساسانی ، ترجمه عنایت الله رضا ، 1374،ص 99.

    2-sprengling martin third century iran 1953  p 14                                                   

    ۲- کارنامه اردشیر بابکان ، ترجمه بهرام فره وشی ، 1354 ، ص110.

    ۴- آسانا ، جاماسب، متون پهلوی ، ترجمه سعید عریان ،1371، ص64.

    ۵- کارنامه اردشیر بابکان، ص 3 .

    6- fry Richard nelson " the perspolis middle Persian. Inscription.from the time of shapur II .opera minora.vol I . 1976/p.202

    ۷- طبری ، محمد ابن جریر ، تاریخ طبری ، ترجمه ابوالقاسم پاینده ، جلد دوم ، 1362،ص645.

    ۸- کریستین سن ، آرتور، ایران در زمان ساسانیان، ترجمه رشید یاسمی، 1370،ص204.

    ۹ -پیگولوسکایا،ن، شهرهای ایران در روزگار پارتیان وساسانیان ، ترجمه عنایت الله رضا،1367،ص240

    ۱۰-مستوفی ،حمدالله،نزهت القلوب، تصحیح گای لسترنج، 1362،ص113.

    ۱۱-ابن اثیر،عزالدین علی، تاریخ کامل، ترجمه ابوالقاسم حالت ، جلد 4 ،ص191.

    ۱۲- ابن بلخی ،فارسنامه، به اهتمام گای لسترنج و آلن نیکسون، 1363،ص121.

    ۱۳-ابن خردادبه ، مسالک الممالک،ترجمه سعید خاکرند،1371،صص8و7.

    ۱۴- یعقوبی،احمد، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمدابراهیم آیتی ،جلد1، 1362،ص219.

    ۱۵-پیگولوسکایا، همان،ص240و241.

    ۱۶- همان،صص289و290.

    ۱۷-نامه تنسر، صص289و290.

    ۱۸- همان،ص54.

    + نوشته شده در  بیست و چهارم آبان 1387ساعت 3:55  توسط   | 

    رييس انجمن دوست‌داران ميراث فرهنگي شوش:
    به‌تازگي متوجه تخريب نوشته‌هاي ته‌ستون‌هاي كاخ آپادانا شده‌ايم
    نبود حصار اطراف محوطه از دلايل تخريب آثار است

    سرويس: ميراث فرهنگي
    1387/02/25
    05-14-2008
    11:11:05
    8702-14484: كد خبر

    خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
    سرويس: ميراث فرهنگي

    رييس انجمن دوست‌داران ميراث فرهنگي شوش تصريح كرد: پايه‌ستون‌هاي درگاه شرقي كاخ آپاداناي شوش هم‌چنان تخريب مي‌شوند.

    محمدرضا معتمدي در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ميراث فرهنگي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با مقايسه‌ي عكس‌هاي گرفته‌شده در سال 1385 و امسال، بيان كرد: متأسفانه در روزهاي اخير متوجه تخريب دوباره‌ي نوشته‌هاي ته‌ستون‌هاي درگاه شرقي كاخ آپادانا شده‌ايم.

    وي توضيح داد: از اين درگاه دو ته‌ستون باقي مانده‌اند كه در سه‌طرف آن‌ها نوشته‌هايي به خط ميخي به سه زبان ايلامي، بابلي و فارسي باستان وجود دارند. اين نوشته‌ها تنها نوشته‌هاي موجود در محوطه‌ي وسيع كاخ آپادانا هستند كه به‌نظر مي‌رسد از اين نظر، وظيفه‌ي ما در راستاي حفظ و حراست از آن‌ها كه رساترين دليل بر هويت‌بخشي اين كاخ عظيم است، بسيار حساس و ضروري باشد.

    او با بيان اين‌كه آيا به‌راستي متوليان ميراث فرهنگي اين وظيفه‌ي سنگين را توانسته‌اند، انجام دهند؟ اظهار داشت: اين مجموعه، نخستين‌بار توسط باستان‌شناسان فرانسوي از زير خروارها خاك كشف شد. همچنين نوشته‌هاي كه روي اين ته‌ستون نگاشته شده، يكسان‌اند و آن گفته‌اي است از خشايارشا كه ترجمه‌ي آن، اين عبارت است: «گويد خشايارشا كه به خواست اهورامزدا اين درگاه را داريوش‌شاه كه پدر من [است] ساخت».

    معتمدي بيان كرد: با مراجعه به نسخه‌برداري كارشناسان فرانسوي كه از اين سنگ‌نوشته‌ها انجام دادند و اكنون در كتاب‌هاي آن‌ها موجود است، درمي‌يابيم كه افتادگي‌هايي احتمالا هنگام ويراني كاخ صورت گرفته‌اند كه خوشبختانه ميزان افتادگي تخريب نوشته‌اي كه به زبان‌ فارسي باستان بوده، كمتر از ديگر زبان‌هاست؛ اما افسوس كه بيشترين آسيب‌هايي كه در سال‌هاي اخير به اين سنگ‌نوشته‌ها وارد شده، در متني است كه به‌ زبان فارسي وجود دارد كه اين خود جاي تأمل دارد.

    اين كارشناس ارشد زبان و فرهنگ‌هاي باستاني افزود: متأسفانه ميزان آسيب‌هايي كه در سال‌هاي اخير و البته در روزهاي اخير صورت گرفته، سبب شده است كه خواندن اين سنگ نوشته‌ها تقريبا غيرممكن شود، به‌طوري كه از اين نوشته‌ي 13 واژه‌يي اكنون به‌سختي يك واژه‌ي كامل را مي‌توان شناسايي كرد و به‌جز چند نشانه‌ي الفبايي پراكنده، چيز ديگري دستگير كارشناسان و علاقه‌مندان نمي‌شود.

    رييس انجمن دوست‌داران ميراث فرهنگي شوش گفت: با توجه به اهميت اين سنگ‌نوشته‌ها، انجمن دوست‌داران ميراث فرهنگي شوش در سال‌هاي اخير در گزارش‌هاي رسمي و مكاتبه‌ها، ضرورت حفظ اين اثر را در مواجه با تخريب بيشتر، به مسؤولان يادآوري كرده كه از نمونه‌هاي آن، مكاتبه‌هاي اواخر سال گذشته و روزهاي ابتدايي سال 1387 با اداره‌ي ميراث فرهنگي شوش و سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان خوزستان هستند.

    وي ادامه داد: در نشستي نيز كه تحت عنوان شوش و ميراث جهاني آن، چالش‌هاي كنوني و چشم‌انداز آينده در تاريخ 27 فروردين‌ماه 1387 در شوش برگزار شد، نجات‌بخشي اين آثار را به مسؤولان يادآور شديم و در گزارش‌هاي يادشده پيشنهاد مدفون شدن دوباره‌ي دروازه‌ي شرقي كاخ آپادانا و ته‌ستون‌هاي يادشده را براي در امان ماندن از برخي عوامل مخرب ارايه كرديم، اما متأسفانه كاري صورت نگرفت.

    او اظهار كرد: به‌دليل چنين بي‌توجهي است كه در روزهاي اخير شاهد تخريب دوباره‌ي اين آثار بوديم. نكته‌ي قابل تأمل اين است كه اين ته‌ستون‌ها در مجموعه‌ي 400 هكتاري باستاني شوش و در محوطه‌ي متمركز و اصلي كاخ آپادانا واقع شده‌اند. انجمن دوست‌داران ميراث فرهنگي شوش در سال‌هاي اخير، بارها عوامل اين تخريب را يادآور شده و با توجه به كادر تخصصي خود، آماده‌ي هرگونه همكاري با سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري بوده است.

    به‌گفته‌ي معتمدي، نبود حصار اطراف اين محوطه‌ يكي از دلايل تخريب آثار موجود است، به‌گونه‌اي كه هيچ مانعي براي رفت‌وآمد افراد متفرقه و سود‌جو نيست. همچنين ضرورت ايجاد اتاق‌ نگهباني در مرتفع‌ترين نقطه براي احاطه‌ي كامل بر محوطه از مواردي است كه مانع تخريب دوباره‌ي آثار مي‌تواند باشد.

    وي در پايان تأكيد كرد: بايد باور داشته باشيم، در جهاني كه بسياري از كشورهاي نوظهور، هويت مي‌خرند و از نداشته‌هاي خود، تاريخ مي‌سازند و مي‌نويسند، وظيفه‌ي ما كه تمدني چند هزار ساله داريم، بسيار سنگين است.

    + نوشته شده در  بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 2:44  توسط   | 

    این پیکره ی سفالی در سال  ۱۸۵۲میلادی به وسیله ی و. ک.لفتوس ( w.k.loftus ) از شوش کشف شد.این پیکره یکی از انواع بی شمار کشف شده از این گونه پیکره ها می باشد که همه ی آن ها در اساس همانند هم هستند و همه ساختی قالبی دارند. نزدیک به ۴۰ گونه از این نمونه اکنون در موزه ی بریتانیا نگهداری می شود.

    این پیکره تصویر زنی است که با نمونه های دیگر بیش ازحد با هم شباهت دارند٬ هر یک از آن ها یا با جواهرات تزیین شده اند یا به سبک ویژه ای مو های شرمگاهی شان فر شده است. سینه های شان را با دو دست نگه داشته اند گویی آ بشاری است که به سختی در حال افتادن است. چنین می نمایاند که این زن ممکن است یک ایزد بانو باشد .شاید با باروری نیز در ارتباط باشدزیرا در نمایش اندام های جنسی آن اغراق شده است.

    در شوش سنتی طولانی در ساخت چنین پیکرک ها وجود داشته است .این شیوه تا نیمه ی نخست هزاره ی دوم پیش از میلاد ادامه می یابد.گر چه در این دوره نمونه هایی به دست آمده است که از پوشش های مذکور متفاوت است .

    این پیکرک ها  به فرهنگ ایلام تعلق دارد که در جنوب غربی ایران بوده است. دولت ایلام اقتدار بی سابقه ی نظامی و سیاس اش را تا پایان هزاره ی دوم پ.م نگه می دارد. در این دوره نگارش به زبان ایلامی انجام می گیرد. از این زبان نوشته های موجود است که تا کنون رمز گشایی نشده است. از منظر هنری فرهنگ ایلامی بسیار غنی بوده است .

       

     Moulded clay figure

     

    + نوشته شده در  پانزدهم فروردین 1387ساعت 4:10  توسط   | 

                    

    یک قطعه ی تزیینی بر دیوار،از یک مرکز مذهبی ایلامی قرن ۱۴ پ.م

         این اثر بیشتر غیر متجانس به نظر می آید اما در واقع یک پلاک آجری بوده که برای تزیین دیوار به کار رفته است . چنین قطعات تزیینی در کاخ های سلطنتی و ساختمان های مشابه آن در روزگار باستان رایج بوده و از این نمونه بعداً در ساختمان های آشوری به کار رفته است.این قطعه ی لعابدار (گُل میخ ) نوشته ای به خط میخی دارد بدین مضمون : " کاخ اونتَش نَپیرشَ  " (Untash Napirasha )

          اونتش نپیرش نام یکی از پادشاهان ایلام بوده است . در روزگار فرمانروایی او قلمرو ایلام توسعه یافت  و نه تنها شوش بلکه سرزمینی که از خلیج فارس تا ایالت انشان در فارس بود را شامل می شد . در دوران فرمان روایی او چغازنبیل که امروزه در ۴۰ کیلومتری جنوب شرقی شوش واقع است ساخته شد. در آن روزگار به این مکان (  Untash Napirasha Al) یعنی شهر اونتش نپیرش گفته می شد .او شهری را بنیان نهاد که ممکن است یک مرکز مذهبی یا یک مرکز تشریفاتی بوده باشد .چنان که این شهر دارای یک زیگورات با شکوه و هم چنین دارای معابد و جایگا های مقدسی بود.

    منبع :    www.British museum

     
    Inscribed glazed wall plaque

    برگردان به فارسی :محمد رضا معتمدی

     

    + نوشته شده در  بیست و چهارم دی 1386ساعت 4:57  توسط   | 

    یافته شده از شوش ؛ کاخ آپادانا از داریوش اول بزرگترین فرمانروای جهان باستان

    این تابلو از آجر های لعاب دار رنگارنگ ساخته شده و به وسیله ی باستان شناسان فرانسوی که در یکی از حیاط های کاخ آپادانا پراکنده شده بود، یافت شده؛ این کاخ به فرمان داریوش پادشاه ایران (۴۸۵-۵۲۲پ.م ) ساخته شده است. از این نقش ها دست کم ۱۸ تابلو بازسازی شده است. یکی از این هیجده مورد که در تصویر زیر دیده می شود از سوی موزه ی لوور پاریس به صورت دائمی به موزه ی بریتانیا امانت داده شده است.این نقش بخشی از یک حاشیه ی تزیینی بزرگی بود که در آن ردیفی از نگهبانان به نمایش در آمده بود. گویا این نقوش سربازان جاویدان بودند که نگهبانان ویژه ی شاه به شمار می رفتند. از آگاهی های به دست آمده چنین بر می آید که قرار گرفتن نقش ها به مانند ردیف های نقش بر جسته ی سربازان جاویدان در تخت جمشید (  Persepolis ) بوده است.بر اساس سنگ نوشته ای که در پی کاخ آپادانای شوش به دست آمده هنر مندانی که این آجر های منقوش را ساخته اند از بابل ( Babylonia ) آمده اند زیرا در آن جا سنتی از این گونه تزیینات معماری وجود داشته است.

      در روزگار هخامنشیان شوش مهم ترین مرکز اداری امپراتوری هخامنشی به شمار می رفت.در این دوران شهر سارد( Sardis ) درغرب آناتولی به جاده ی شاهی متصل می شد؛  شاید در طول سال بارگاه سلطنتی بخشی از سال را از شوش دور می شد.داریوش تعهد کرد ساختمان های بسیاری را در این جا بسازد. در میان مؤثرترین پروژه های داریوش در شوش می توان از آپادانا ( Apadana )یا تالار بار نام برد جایی که تابلو ی زیر از آن جا پیدا شده است.

    برگردان به فارسی : محمد رضا معتمدی

    www.British museum.org

     
    Glazed brick relief panel
    + نوشته شده در  بیست و پنجم آذر 1386ساعت 1:40  توسط   | 

    شوش A  پایان هزاره ی پنجم ،آغاز هزاره ی چهارم پیش از میلاد.

    مکشوفه از شوش

    این ظرف زیبا نمونه ای از ظروف سفالین است که از درون یگ گور از یک گورستان بزرگ در شوش به دست آمده است. گورستان در نزدیکی پایه ی سکوی بنای یادبودی آجری قرار داشت که گویا  پرستشگاه رامحافظت می نمود.

    کاوش های باستان شناسی در این جا در طول سال های ۱۹۰۸-۱۹۰۶ انجام گرفت. در این کاوش ها دست کم یک هزار گوربا اسکلت های کامل پیداشد. هر اسکلت همراه بود با سه یا چهار ظرف سفالی، این ظروف با دقت زیاد و با دست ساخته شده اند. در میان این گورهاسه نوع ظرف تکرار می شود:جام ،بشقاب و یک خمره ی کوچک با دهنه ی گشاد. محتویات درون گور اشاره می کنند به انجام یک آیین متعارف مذهبی . ظروف با کیفیت بسیار عالی در طرح های گوناگون ساخته شده اند، چنین می نماید به مردمان مهمی اختصاص داشته است. طرح های هندسی به کار رفته در آن ها بسیار ساده است اما سبک های انسانی و حیوانی در میان آن ها دیده می شود.مانند  پرندگانی که گراگرد لبه ی ظرف زیر دیده می شوند. همراه با این ظرف ها محور های مسی و بشقاب هایی پیدا شده است که گویا این وسایل طی برگزاری مراسم معینی توسط روحانیون مورد استفاده قرار می گرفته است .   

    گویا شوش به عنوان یک مرکز مذهبی در پایان هزاره ی پنجم پ.م بنیان نهاده شد. سفال های منقوش با جزئیات و مهر های منقوش با مناظر پیچیده حلقه ی اتصال فرهنگ شوش با نواحی کوهستانی ایرانی است . این مصنوعات با فراورده های معاصر عبید ( Abaid ) در جنوب میان دورود ( Mesopotamia ) متفاوت است.        

    www.British museum.org   :  منبع

    برگردان به فلرسی : محمد رضا معتمدی

     
     
    Painted beaker
    + نوشته شده در  نوزدهم آذر 1386ساعت 1:41  توسط   | 

    عضو هیات مدیره انجمن دوستداران میراث فرهنگی شوش خبر داد؛ 

         اندک سنگ نوشته‌های کاخ آپادانای شوش

        درحال نابودی است

    به گفته يك کارشناس ارشد زبان‌های باستانی اندک سنگ نوشته‌های کاخ آپادانای شوش در حال نابودی است.محمدرضا معتمدی، عضو هیات مدیره انجمن دوستداران میراث فرهنگی شوش، در گفت و گو با خبرنگار بخش ميراث ايسنا در خوزستان گفت: دروازه شرقی کاخ آپادانای شوش دارای دوته ستون است که در سه طرف آنها نوشته‌هایی به خط میخی و به سه زبان پارسی باستان، اکدی و ایلامی وجود داشت که مضمون نوشته‌های این ته ستون‌ها یکسان است و آن گفته‌ای است از خشایار شاه هخامنشی که ترجمه آن بدین گونه است: گوید خشایارشاه به خواست اهورامزدا این درگاه را داریوش شاه که پدر من{است}ساخت. او خاطرنشان كرد: ترجمه یادشده ازروی متن پارسی باستان است که در متن اصلی آن افتادگی‌هایی جزیی وجود داشته است. این ترجمه به قرینه دیگر نوشته‌ها‌ی مربوط به خشایارشاه آورده شده است.
    اين كارشناس با ابراز تاسف از اينكه در سالهای اخیر آسیب‌های جدی و فراوانی به این ته ستون‌ها به ویژه نوشته‌های آن وارد شده تصريح كرد: اكنون ديگر خواندن سنگ نوشته‌ها با دشواری و حتی در برخی موارد غیر ممکن شده است.انجمن دوستداران میراث فرهنگی شوش

    معتمدی توضيح داد: آسیب‌هایی که به سنگ نوشته‌های دو ستون وارد شده بدین قرار است: سنگ نوشته ته ستون جنوبی از متن فارسی باستان سنگ نوشته این ته ستون اکنون 22نشانه الفبایی آن از بین رفته است که متاستفانه این آسیب ها گاه واژه هایی را کاملا ازبرده است مثلا واژه ( Thatiy) (گوید) و ( duvarthim) )درگاه را (می توان ذکر کرد. از متن ایلامی شش نشانه از سطر اول از بین رفته است و سطر دوم آن کاملا تخریب شده است.

    از متن آکدی 16 نشانه الفبایی از میان رفته است. سنگ نوشته ته ستون شمالی از متن پارسی باستان 15نشانه الفبایی محو گردیده است. از متن ایلامی 6 نشانه از سطر اول و از سطر دوم2نشانه تخریب شده است. از متن آکدی 5 نشانه از سطر اول و 11 نشانه از سطر دوم از بین رفته است.
    انجمن دوستداران میراث فرهنگی شوش

    وی اظهار كرد: در مجموع می توان گفت تنها با توجه به نوشته‌هایی که باستانشناسان فرانسوی در هنگام کاوش و تحقیق به جای گذاشته‌اند می‌توان آگاهی کاملی از نوشته‌های این ته ستونها به دست آورد.

    به باور اين كارشناس، آنچه در نگاه نخست به نظر می‌رسد نشان می‌دهد که مسبب آسیب و تخریب‌ها علاوه برعوامل طبیعی تا اندازه فراوانی نیزعوامل مخرب انسانی است.

    عضو هیات مدیره انجمن دوستداران میراث فرهنگی شوش خاطرنشان كرد: برای حفظ و نگهداری این اثر مهم و ارزشمند از طرف انجمن دوستداران میراث فرهنگی شوش طی سالهای گذشته و به صورت مستمر به کارشناسان و مسؤولان سازمان میراث فرهنگی استان تذکرات لازم ارايه شده است. با این حال متاسفانه در این زمینه اقدام مهم و کارسازی تا کنون صورت نپذیرفته است.
                     انجمن دوستداران میراث فرهنگی شوش

                معتمدی همچنين گفت: ستون‌های یادشده درمحوطه متمرکز   واصلی کاخ آپادانا قراردارند. با این حال به دلایل زیادی از جمله محصورنبودن کامل محوطه باستانی و نیمه کاره رها شدن دیوارکشی در سالهای گذشته ورود احشام به محوطه‌های باستانی و عبور و مرور افراد غیرمجاز و علاوه برآن درمعرض شدید و مستقیم عوامل طبیعی قرار گرفتن پایه ستون‌ها اصلی‌ترین دلایل آسیب‌های وارده هستند.

    او عنوان كرد: با این حال آیا مدفون شدن دوباره دروازه شرقی کاخ آپادانا و ته ستون‌های آن برای در امان ماندن از برخی از عومل مخرب یاد شده بدیهی به نظر نمی رسد؟

    + نوشته شده در  دوم خرداد 1386ساعت 21:56  توسط   | 

                                         

    به نام یزدان

    تاریخچه پیدایش خط

     

    محمدرضا معتمدی.کارشناس ارشدفرهنگ و زبان های باستانی

    یکی از مهمترین و شاید شگفت انگیز ترین ابداعات انسان در هزاره ی سوم پیش از میلاد بی تردید می تواند ییدایش خط باشد. تاریخچه ی پیداش خط فرایند بس پیچیده ای دارد؛گویا نخستین تلاش برای یافتن نوشتار؛ مربوط به نگه داشتن محاسبه ی فعالیت های کشاورزی و دامداری بوده است.

    با تشکیل نخستین اجتماعات یکجانشین و گسترش فعالیت های با زرگانی مبتنی برمازاد فراورده های کشاورزی ،علائم و نشانه هایی توسط بازرگانان بکار رفت که بعد ها به عنوان گونه ای خط به کاربرده شد. با توجه به یافته های باستان شناسی به نظر برخی ، چنین نشانه هایی را نخستین بار بازرگانان شوشی به کار بردند. گر چه گروهی بر این باورهستند که پیدایش خط در سرزمین سومر صورت گرفته است. اما بسیار دشوار است که به طور مسلّم گفته شودکه نخستین با ر کدام مردم به پیدایش روش نوشتار نائل گشتند.

    کشفیات سال ها ی اخیر باستان شناسان در منطقه ی جیرفت و یافته شدن گل نوشته ای که بر روی آن گونه ای نشانه و خطوط  و اشکال هندسی به کار رفته است موجب گشته دکتر یوسف مجید زاده از باستان شناسان و اساتید سرشناس ایران بر این باور باشد که این علائم و نشانه ها را نوعی سبک نوشتاری ( خط ) بداند ودر نتیجه به پیدایش خط  در فلات ایران باور داشته باشد.        

    گیرشمن با تکیه بر ظروف سفالین و منقوش نجد ایران مربوط به هزاره ی چهارم پیش از میلاد این پرشس ها را مطرح می کند که آیا این نقاشی ها در حکم نویسندگی بوده است ؟ آیا باید معتقد شویم که اختراع خط از فن نقاشی پیشه وران نجد ایران که در برابر چشمان خود تصاویر آماده و علائم و نشانه های داشته اند الهام گرفته اند ؟ او سپس نتیجه گیری می کند که هنر ظروف منقوش مقدمه ی پیدایش خط تصویری است.

    (رومن،گیرشمن، تاریخ ایران از آغاز تا اسلام،ترجمه محمد معین، انتشارات علمی و فرهنگی ،ص 25. )

    آنچه مسلم است است سومری ها هنر کتابت را با حرکتی آرام به سوی تکامل پیش بردند؛ زیرا بسیار روشن است این هنر دفعةً و ناگهانی پیدا نشد. یعنی این که هرگز یک نفر آدمی نیامده بنشیند و قلم بردارد و مخترع کتابت و نگارش شود.

    تلاشهای بشر در به نمایش در آوردن اطلاعات ،درنقا شی های درون غارها که عمر آن ها دست کم به بیست هزار سال می رسد یا در نشانه های سفا لی که به ده هزار سال می رسد احتما لاً نخستین تلاش های بشر برای ثبت اسناد بوده است. این کارها غالباً از نخستین ابداعات انسان ها در نوشتار به شمار می آیند؛     

    گر چه از دید زبان شناسان با توجه به تعریفی که از خط ارائه می دهند این نشانه ها داری    ویژگی های یک نظام نوشتاری نیستند.

    نقاشی های های درون غارها ممکن است هر کدام در ثبت بعضی وقایع مفید باشند ولی هیچ کدام پیام زبانی خا صی به شمار نمی آیند. معمولاً این نقاشی ها به عنوان بخشی از هنر تصویری مورد توجه بوده اند. مثلاً اگر درروزگارگذ شته شخصی تصویر آهویی را بر روی صخره ای می کشید مسلماً به قصد کتابت این کار را نمی کرد بلکه او به یک کار هنری مبادرت ورزیده بود؛ که از غریزه و ذوق خدادای او تراوش کرده بود. اما اگر مشاهده شود این تصویر د رمحل عبور آهوان بر روی صخره رسم شده است می توان چنین پنداشت که نقاش خواسته به هم نوعان خود پیامی را در زمینه ی شکار بدهد در این صورت او در این جا با این کار تنها اقدام به یک کار هنری ننموده است بلکه می توان گفت که می خواسته به این شکل پیامی را به دیگران بفرستد ؛ یعنی این که در این جا آهو فراوان است .

    گاهی ضرورت داشت پیام مفصل تر و پیچیده تر نوشته شود. مثلا شیری در کنار آهو رسم شود در این حال پیام او این چنین بود : این جا شکار گاه آهو است ،ولی دراین جا باید مواظب شیرها هم باشید.

    پس با توجه به این مفاهیم تصویری که سرانجام به صورت خط درآمدند از روزگاران پیش از تاریخ ریشه داشته است. هنرمندان پیش از تاریخ از دیر باز به این نکته ی مهم توجه داشتند که ساختن جزیی از یک شئی مبین کل آن شئی است،بنابراین با رسم چنین نقوش مختصر و ساده ای پیام خود را به دیگران می رساندند. پس اگر چنین تصاویری به طور ثابتی نمایانگر تصورات خاصی باشند می توانیم آن را نوعی خط (نظام نوشتاری )بنامیم زبانشناسان این خط را خط تصویری یا خط تصویرنگار ( pictogram) می نامند.     

    ادامه دارد              محمدرضا معتمدی.کارشناس ارشدفرهنگ و زبان های باستانی 

     

     

             

    + نوشته شده در  ششم فروردین 1386ساعت 4:3  توسط   |